hecate(الهه ی سحر و جادو )
حرفهای که هنوز نا تمام مونده
|
|
......با من موافقی که چه طور بود ؟تو هم مثه من دلت گرفت ، دلت سوخت؟ روزگاره کی بر وفق مراد بوده؟ داشتم فکر میکردم این فکرا رو چطوری خدا خالی می کنه تو ذهن ادم ، چه جالب! میدونی الان چی اومد تو ذهنم ؟ داشتم فکر می کردم میشه خدا بیاد خونه ی ما مهمونی؟ اگه بیاد چی بزارم جلوش؟ خودمم از فکرم خندم میگیره ، خدا هم ممکنه به فکر من بخنده؟ وای اگه خدا بخنده چه خوب میشه ، میشه همون لحظه کلی چیزای خوب ازش خواست ،تو با من موافقی ؟ نمی دونم تو هم مثه من فکر می کنی یا نه ولی دوست دارم بدونم ؟ گیریم که تو هم مثه من فکر کردی، بقیه چی اونا هم مثه ما فکر میکنن ، بیا اصلا از ایران بریم بیرون ، اونا چی ؟ اونام مثه ما فکر می کنن ما ایرانی ها با همه فرق میکنیم ، حتی تو بد بودنا مون یاد شعر اخوان ثالث افتادم که می گه ......... ................................................................. ما یادگار عصمت غمگین اعصاریم ما فاتحان شهرهای رفته بر بادیم با صدای ناتوانتر زانکه بیرون اید از سینه راویان قصرهای رفته از یادیم. .......... حرفهای اخوان ثالث بهانه ای شد برای اندیشیدن به ایران و ایرانی بودنمان ! به پیشینه تاریخی مان ... به حال و به آینده مان به داشته ها و نداشته هایمان به اندیشه نکردنمان ... ما ایرانی هستیم ما عقلمان به گوشمان است ، عقل ما در آن عضوی که می گویند نامش مغز است و جایگاهش بین دو گوش ماست نیست ! ما آدمی را تا عرش بالا می بریم ، وقتی روی عرش است همه چاکر و مرادش می شویم ، تعریفش می کنیم ... تمجیدش می کنیم ... از او اسطوره می سازیم ... همه چیزش را می پرستیم ... بعد ورق که برگردد ، یعنی در واقع ورق که برگردانده شود ، ورق که با جبر و زور برگردد و اسطوره ی ما از عرش پایین بیاید همه دشمن او می شویم ، سایه های تاریک او را میبینیم و جلوه های روشن او را فراموش می کنیم ، همه میگوییم اخ اخ ، تف تف ، چقدر این آدم ایش است ، چقدر کارهای بد بد می کند همه ش ، چقدر فلان است و چقدر بهمان !!! ما به ایرانی بودنمان افتخار می کنیم ، ما به رشد نکردنمان افتخار می کنیم ، ما کتاب نمی خوانیم ، ما پول اضافه مان را می دهیم که در بهترین کافی شاپ ها و گرانقیمت ترین رستورانهای ساحلی شهر و غذاهایی با اسمهای عجیب غریب بخوریم که به لعنت خود خدا هم نمی ارزند ، ولی حاضر نیستیم که پول بدهیم کتاب بخریم شاید چیز جدیدی یاد بگیریم و پیشرفت کنیم ، همه ی مشکل در مغزمان است ، در فکر نکردنمان ... در دلخوشی های کودکانه مان ، آسان دلمان خوش می شود به وعده ها و وعیدها ... به روزهای باقیمانده عمرمان به اینکه ما خوبیم و همه دوستمان دارند به اینکه همه چیز روبراه است و موسم شادیست !!
|
|