تبليغاتX
hecate(الهه ی سحر و جادو )

حرفهای که هنوز نا تمام مونده



....... حرفایی که  

حس غریبی دارم ..........

حس تنهایی غریبی  .............

حس کسی که ماهها تمام کوچه های بی چراغ را دویده و کسی از او نپرسید در سرش چه می گذرد

چه رسد به دلش .........

خسته ام خدای من

در تمام این 3 ماه متفاوت گذشته

به اندازه ی دویدن این 3 روز خسته نبودم

آزرده ام و دلتنگ

این روزها پی هر شبی که می گذرد ، روزی از عمرم کم می شود

تمام نیرویم را با خود می برد

بی هیچ اغماضی همه اش را می طلبد

فرو می کشد

 من تمام می شوم و تهی

در آخر

تنها خدا در این فضای تهی ، ته نشین می شود

و زمزمه ای در سرم مرور می شود

دلتنگم ...........

تمام دلتنگی های من 

خدا چقدر بعضی آدما رو خاص دوست داره استعداد هایی بهشون می ده که آدم حسودیش می شه ، بگذریم از اینکه تو تمام عمرم ناشکر بودم ، بلاخره آپ کردم ، درست تو زمان اوج امتحانات میان ترم ، یاد صادق هدایت افتادم که عجب استعدادی داشت ، تو زندگی لحظه هایی هست که آدم از همه جا و همه چیز می بره ، از بیرون که بهت نگاه می کنن می بینن هیچ غمی نداری،فکر می کنن خوشی زده زیره دلت ، کی می دونه تو دلت چی می گذره ، هیچکی ...... صادق هدایت چقدر قشنگ این حس ها می نوشت ....... یا فروغ .........  انگار داره جای تو حرف می زنه .......

تمام زندگی آدم همین حس هاست ...........

جالبه ........

 یه بار متن رو که از اول خوندم می بینم چقدر از این شاخه به اون شاخه پریدم .

یه ماهی و چند روزی که گذشت فرصتهای خوبی داشتم واسه نوشتن ولی با دل کوچیک تنبلی چه کنم .........

الان نمی دونم چرا خوشحالم نمی دونم ...........

راستی هر کی حوصله کرد تا اینجا بخونه تو دلش بگه خدایا هوای این پرستو رو هم داشته باش ، منو فراموش نکنید باشه ؟ ..........

تا بعد ...............  

نوشته شده توسط پرستو | لینک ثابت | موضوع: عمومی |